تبليغاتX
عدالت

دیشب خبر درگذشت آیه الله معرفت از شبکه های خبری داخل پخش شد. از شنیدن آن متاثر شدم. آخرین باری که او را دیدم، دو روز پیش بود یعنی پنجشنبه، بیست و هشتم دی که در کنگره دین پژوهان سخنرانی داشت. من او را فردی عالم، آگاه و قرآن شناس دیده­ام. نخستین باری که وی را دیدم، سال های اول ورودم به قم درجلسه دفاعیه پایان نامه کارشناسی ارشد دکتر نجف لک زایی، استاد ارجمندم، در موسسه آموزش عالی باقرالعلوم(ع) قم بود. به گمانم مشاور پایان نامه بود. پس از آن با نام و کارهای او که بیشتر در عرصه تفسیر و فهم قرآن است، بیشتر آشنا شدم؛ برخی گفتگوهای علمی وی در فصلنامه علوم سیاسی در باب مسائل اندیشه سیاسی در اسلام نیز منتشر شده است. وی نظراتی در باب ولایت فقیه دارد و کتابی نیز به همین نام از وی به طبع رسیده است. پنجشنبه گذشته، وقتی برای دریافت جایزه (برای پژوهش اخلاق و سیاست در اندیشه سیاسی اسلام ( رفتم، لوح تقدیرم در دست او بود، آن را به من داد و گفت، موضوع خوبی انتخاب کرده اید، به شما تبریک می­گویم. فکر کنم من آخرین نفری بودم که از دستان او جایزه گرفته ام. گرچه دانشی که از چنین عالمانی به انسان می رسد، بزرگترین هدیه است.

خدا او را با عالمان و دانشمندان محشور نماید و قرین رحمت خویش بدارد.

نوشته شده توسط nk در شنبه سی ام دی 1385 |

فصل زمستان با سرما شناخته می شود و البته عوارض سرما هم به دنبال آن می آید. تصور کنید که صبح کاملا سرحال و سالم باشید اما بعد از ظهر ناگهان درد شدیدی عضلاتتان را فرا بگیرد و سرفه و آبریزش بینی و... یکی از پس از دیگری به سراغتان بیاید تا جایی که نتوانید قدم از قدم بردارید و حسابی خانه نشین بشوید. حتما یکبار هم که شده دچار چنین مشکلی شده اید. زمستان امسال چنین گرفتاری ای به سراغ خانواده ما آمد. شدت آن در هر کدام از ما فرق می کرد. شرایط واقعا آزار دهنده ای بود. از یکطرف ناخوشی و مریضی عذاب آور است و از طرف دیگر عقب ماندن از برنامه ها و کارهای علمی . برنامه غذایی هم بکلی فرق می کند و باید رژیم غذایی خاصی رعایت شود. اما بدتر از همه افکاری است که مرتب ذهن انسان را به خودش مشغول می کند. واقعا انسان به عمق این نکته پی می برد که عقل سالم در بدن سالم است. انگار هنگام مریضی و ناتوانی جسمی، مخ انسان هم دچار پیچ و تابهایی می شود و افکاری درهم از خودش ساطع می کند. من اما بیش از همه دچار افکار فمینیستی شده بودم. نمیدانم چرا اما خیلی دردناک بود چون چاره اساسی و سریع و خوبی برای این افکار وجود ندارد و تنها اعصاب انسان به هم می ریزد. نمی دانم با این افکار چکار کنم. خیلی از اوقات از ترس اینکه این وضع بدتر نشود از طرح آنها با دیگران خودداری می کنم. انگار هر چی سن انسان بالاتر برود، افکار او ماندگارتر می شود و دیرتر از خاطرش گم می شود.

یک نکته دیگر که بهش فکر می کردم فرارسیدن مرگ انسان بود. انسان به این نکته فکر می کند که وقتی بیماری اینقدر سریع و بی خبر می رسد و انسان را از پا می اندازد، هر حادثه دیگری مثل مرگ  هم به همین سرعت می تواند از راه برسد. و دیگر این که با افزایش هزینه های درمان و موادغذایی مدام به این فکر می کردم که انسانهای کم درآمد چطور می توانند زود خوب بشوند و از پس بیماری خودشان بر بیایند و هزاران فکر دیگر که شاید هنوز از عوارض همان سرماخوردگی باشد.

وقتی تمام مسائل بالا را با مسائل علمی که درگیرش هستید قاطی کنید چیز خیلی عجیب و غریبی بدست می اید. مثلا به مقوله عدالت اجتماعی و بحث درمان فکر کنید یا سعی کنید نتیجه گیری بجا مانده از تحقیقی در مورد سیره سیاسی پیامبر را هم همزمان در ذهن خود حلاجی کنید و به این فکر کنید که پیامبر چگونه عدالت اجتماعی را در جامعه نوپای مدینه برقرار کرد و اینکه این تاثیر بیشتر فرهنگی بود یا سیاسی و...

تا یادم نرفته باید یادی هم بکنم از کسانی که در مدت بیماری  ما خدمات رسانی می کردند. واقعا بی عدالتی است اگر تشکر نکنم از صاحب وبلاگ حکمت متعالیه که در آن باران و سرما کلی برگ اکالیپتوس برایمان چیده بود و تا پایان بیماری ما جویای احوال و مدد رسان بودند و همچنین از کسانی که گاه آش می پختند و از مسافت دور برایمان می آوردند و سایر افرادی که به نحوی کمک کردند و جویای احوال ما بودند و ما سپاسگزار آنها هستیم.

نوشته شده توسط nk در چهارشنبه بیستم دی 1385 |

در وصف پیامبر اکرم زیاد خوانده و شنیده ایم. اما یکی از نکاتی که کمتر در مورد آن حضرت شنیده ایم و ازجمله بدیع ترین کارهایی است که توان مدیریتی بالای ایشان را نشان می دهد، بستن پیمانی میان مسلمانان، یهودیان و مشرکان مدینه است. این پیمان که در سال اول هجری شکل گرفت و به پیمان عمومی مدینه و نیز به نخستین قانون اساسی جامعه اسلامی بر اساس تعالیم قرآن شهره است، تصویر روشن و مشخصی از روابط جامعه اسلامی زمان پیامبر با یهودیان و دیگر اقلیت های ساکن مدینه را ترسیم می نماید. کتب تاریخی معتبر فراوانی، صحت این قانون را تایید نموده و آن را نقل کرده اند. از جمله مباحث مطرح دراین قانون، بحث شهروندی است. د ر واقع تفکیکی میان شهروندان جامعه به عنوان مسلمان و به عنوان شهروند نهاده شده  و کوشش شده است تا میان این دو مقوله خلطی صورت نگیرد. همچنین در باب مسئولیت مدنی شهروندان مباحث قابل توجهی ذکر شده است. بر خلاف دوران جاهلیت که افراد در برابر خطای افراد قبیله شان مورد توبیخ قرار می گرفتند، در این قانون هر فرد تنها در برابر اعمال خودش پاسخگو است و هر کس خود بار گناهش را بر دوش می کشد. نمونه چنین مواردی در این قانون فراوان است اما نکته جالب توجهتر این است که تمامی بندهای این قانون بر اساس اصول عدالت و برابری تنظیم شده است و تلاش شده تا حقوق همه ساکنان  مدینه محفوظ بماند. در واقع پیامبر بنا بر هدفی که همه انبیا برای اقامه عدل و قسط داشته اند، سعی در تشکیل یک جامعه عادلانه با در نظر گرفتن حقوق و احترام همه اقلیت و گروه­ها نموده است. چیزی که امروزه نیز در مباحث فلسفه سیاسی غرب  رایج شده و مورد پژوهش قرار می­گیرد. کیملیکا، والزر، سندل و برخی دیگر از جامعه گرایان و لیبرال­های معاصر غربی، در جستجوی عدالتی هستند که نه فقط حقوق شهروندان اصلی جامعه، بلکه حقوق همه اقلیت ها را در نظر داشته باشد.

نوشته شده توسط nk در یکشنبه سوم دی 1385 |